سیطره تمدنها در همه عرصههای زندگی بشر، جای تردیدی برای ورود پژوهشهای فقهی به عرصه مطالعات تمدنی باقی نگذاشته است. در چند دهه اخیر، اقوال مختلفی در نسبت میان فقه و تمدنسازی، از سوی فقیهان مطرح شده که تحلیل آنها، برای سوگیری مطالعات فقهی در آینده، ضرورت دارد. پرسش اصلی این نوشتار آن است که: انگارههای روشی نظامسازی فقهی چیست؟ حداقل چهار رویکرد اساسی در نسبت فقه و تمدنسازی قابل معرفی است. فقه اتمیک، فقه نظام، فقه سرپرستی و فقه تمدنی. به نظر میرسد ضعف فقه اتمیک، غفلت از نظاممندی پدیدههای اجتماعی است؛ ضعف فقه نظام، الگوسازی نظامهای اجتماعی، پیش از ورود به میدان سیاست و جامعه است و ضعف فقه سرپرستی، غفلت از موقعیتمندی تاریخ و تمدن و همچنین عدم ارائه روش فقهی متناسب با مدعای خود است. فقه تمدنی، رویکرد جامعی است که نرم افزار مدیریت فقهی جامعه را از مرحله نظریه اجتماعی تا مرحله تحقق نظام اجتماعی قدر مقدور، ارائه میکند.