فقه فردی رویکرد رایج میان فقها در استنباطهای ایشان بوده است. فقه اجتماعی رویکردی نوپیدا در عرصۀ فقهپژوهی است که آثار جدیدی را در فرآیند استنباط و خروجی دستگاه فقاهت ایجاب میکند. در پژوهش حاضر با استفاده از روشهای تحلیل فقهی و اصول فقهی با رویکرد توصیفی، تحلیلی و انتقادی تلاش شدهاست علاوه بر بیان چیستی فقه فردی و فقه اجتماعی، تشابهات و تمایزات آنها در ساحت روششناسی تبیین گردد. در این نوشتار «فقه اجتماعی» رویکردی فقهی دانسته شدهاست که در آن فقیه در استنباط خود به آثار اجتماعی فتوا میدهد و به اقتضائات اجتماع توجّه دارد؛ بهخلاف فقه فردی که فقیه در آن فاقد چنین توجّهی است. براساس تعریف فوق و پس از نقد و بررسی نظرات مختلف، خروجی پژوهش در قالب تشابهات و تمایزات فقه فردی و اجتماعی در ساحت روششناسی اینگونه ترسیم شد: فقه فردی و اجتماعی در استفاده از علم اصول فقه موجود، بهرهگیری از منابع اجتهاد، وابستگی به اصل اجتهاد و مکلّف بودن شخص حقیقی با یکدیگر تشابه دارند؛ و آن دو در امور ذیل از یکدیگر تمایز پیدا میکنند: در نوع نگرش به مسائل فقهی؛ توجّه به آثار اجتماعی استنباط در فقه اجتماعی و عدم توجّه در فقه فردی؛ در نوع نگاه به موضوعات فقهی؛ تجزیهنگری در فقه فردی و مجموعهنگری در فقه اجتماعی؛ در مکلّف شمردن نهادها، شخصیّتهای حقوقی، جامعه و ... در فقه اجتماعی (به خلاف فقه فردی) و در نحوۀ استفاده از علم اصول فقه؛ توجّه ویژه به جایگاه عقل، مصلحت و نظریّۀ خطابات قانونیه و کاهش مراجعه به اصول عملیّه در فقه اجتماعی (بهخلاف فقه فردی).