اقامه ی عدل یکی از اهداف بلندی است که در قرآن کریم و روایات معصومین (ع) مورد تأکید فراوان قرار گرفته است. این مهم در فرض دادخواهی از طریق قضاوت های عادلانه محقّق میشود. از این رو، مباحث قضا و شرایط قضاوت عادلانه و احکام آن جایگاه ارزشمندی در متون فقهی داشته و در طول تاریخ فقه امامیّه مباحث مختلفی پیرامون آن در لابه لای ابواب فقهی مطرح شده است. سؤال اصلی این مقاله آن است که در حوزه ی علمیّه به ویژه سدهی اخیر، سیر تطوّر فقه القضا چگونه بوده است؟ محقّق تلاش دارد با روش توصیفی ـ تحلیلی پاسخی برای سؤال فوق پیدا نماید. از مهمترین دستاوردهای پژوهشی این مقاله می توان به موارد ذیل اشاره نمود: 1. تتبّع در متون و منابع فقهی در این رابطه حاکی از آن است که فقه القضا تا قبل از سده ی اخیر هرچند به صورت تک نگاری هایی ذیل عنوان «فقه القضا»، «کتاب القضا و الشّهادة» و... مطرح بوده، امّا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با توجّه به گستردگی و طرح مسائل جدید به لحاظ کمّی و کیفی دوران بلوغ خود را سپری نموده و در دهه ی اخیر به صورت یک رشته ی تخصّصی و از قبیل «فقه مضاف» مورد توجّه اندیشمندان، مراکز فقهی و حوزه قرار گرفته است. 2. امروزه در مراکز تخصّصی فقه القضا طلّاب مختلفی به تحقیق و پژوهش و آموزش مشغول هستند. 3. امروزه مسائل و موضوعات مطرح شده منحصر به کتاب القضا نبوده؛ بلکه موضوعات و چالشهای علمی مربوط به قوه ی قضائیّه به عنوان یکی از ارکان حاکمیّت نیز در کانون تلاشهای علمی قرار گرفته است.