1
دانش آموختۀ حوزه علمیه و دکترای علوم سیاسی جامعة المصطفی(ص)
2
دانش آموختۀ حوزه علمیه و دکترای علوم اقتصادی موسسۀ امام خمینی(ره)
چکیده
فقه کنونی دستاورد بزرگی است که باید آن را در «ساختار پیشرفته» سامان داد تا شتاب خوبی برای پاسخ به نیازهای پیشرفتهٔ کنونی بگیرد؛ ازاینرو، در دستگاه ابرفقه بازساختارپردازی شده تا امتداد پیشرفتهٔ سخن امام خمینی (ره) در جداسازی آشکار میان فقه الهی و ولایی با روش استنباط فقهی بازشناسی شود. ابرفقه در راستای تبیین نقشهٔ جامع پیشرفت فقه، پنج لایه شناخت را نشان میدهد که در این نوشته به فقه عقلی (فقه ولایی) و فقه فکری (فقه الهی: فتوایی) پرداخته شدهاست. حاصل این نوشته که برپایه روش فقهی نگاشته شده چنین نتایج نوآورانهای است که فقه ولایی قضایای خارجی و پیگیر انجام کارها است و فقه الهی قضایای حقیقی و چارچوب بخش به تصمیم انسان است. فقیه فقه ولایی در امور حکومتی در هر زمان تنها ولیّامر آن زمان است و فقیهان فقه الهی تنها میتوانند مرجع تقلید باشند، نه ولیّامر؛ چون فقه ولایی از دهها موضوع درهمتنیده درست شده است که برآیند مصالح و مفاسد این موضوعات، نشانگر حکم ولایی است. حکم ولایی نیازمند حقیقتشناسی، واقعیّتشناسی،تحقّقشناسی و... است و فقیه مصطلح بیشینه در حقیقتشناسی دست دارد و در دیگر نیازهای صدور حکم ولایی،اجتهاد ندارد. حکم ولایی نیز به سبب نزدیکتر بودن ولیّ، به مصالح و مفاسد پیرو، حکم اوّلی است؛ نه اینکه تصرّف کسی که اولیبهتصرّف است، حکم ثانوی پنداشته شود!