رویکرد تکامل روش تفقه در راستای نظامسازی منجر به تولید ایدههایی نو از جمله ایده فقه نظامساز شده است. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی درصدد تبیین مفهوم «نظام» در این تراکیب بوده و مفهوم نظام از زوایای مختلفی از جمله نحوه ارتباط اجزا با یکدیگر، غایت نظام، نقش کاربرد و اثرجدید و سنخ شناسی رابطه مورد بررسی قرار میگیرد. رهآورد این تحقیق نشان میدهد نظام به مجموعهای تشکل یافته از اجزای مختلف و منسجم بهنحوی که بین آنها علاقه و همبستگی اساسی وجود دارد - این علاقه یا رابطه مبتنی بر بنیادهای زیرساختی است که این علاقات موضوعی و اساسی بنیادین بین اجزا جمع کرده و به یکدیگر متّصل میکند؛ - و با دیگر نظامها دارای تمییز بوده و ایجاد هدف معیّنی را دنبال میکند؛ اطلاق میشود. بنابراین تعریف شش عنصر محوری و ضروری «ترکب، اختلاف، انجسام، تفال، تمایز و غایت مندی» عناصر اصلی تشکیل نظام بهشمار میآیند