1
پژوهشگر پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق علیه السلام
2
دانشیار دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
چکیده
«فقه روابط بینالملل» به عنوان یکی از ابواب کلان فقه مضاف، در مسیر استنباط و نظامسازی با چالشهای بنیادینی همچون فقدان قدرت قاهره برای اجرای احکام، تکثر حاکمیتها در برابر انگارهی «جامعهی واحد» و تزاحم منافع روبروست. پژوهش حاضر با هدف واکاوی فلسفهی فقه روابط بینالملل، به دنبال پاسخ به این پرسش است که مبانی فقهی و ضرورتهای تقنینی در عرصهی مناسبات جهانی چیست و چگونه میتوان از امتناعِ نظامسازی در محیط فاقد ضمانت اجرای حاکمیتی عبور کرد. این نوشتار با رویکردی هستیشناسانه به «موضوعات» و «متعلقات» احکام بینالمللی، تلاش میکند چالشهای فقهی را در تلاقی با مفاهیمی چون اخلاق تقنینی و صلاحیتهای شرعیِ مقام قانونگذار تحلیل نماید. نوآوری تحقیق در تبیین ظرفیتهای «فقه نظامساز» برای ارائهی راهکارهای سیستمی و پاسخگویی به چالشهای حکمرانی در تراز فراملی نهفته است. یافتهها نشان میدهد که با تکیه بر عناصر پویای فقهی و اصول حاکم بر «سیاست شرعیه»، نظیر قواعد آمرهی الهی، مبانیِ فقهیِ اقدامات متقابل و استیفای حقوق امت، میتوان چارچوبی منسجم برای تکالیف مکلفان در عرصهی بینالملل ترسیم کرد. این پژوهش با ماهیت توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است که دادههای آن به شیوهی کیفی و با روش گردآوری کتابخانهای پردازش شدهاند.