1
استادیار گروه فقه و مبانی حقوق دانشکده الهیات دانشگاه قم، ایران.
2
دانشیار گروه حقوق، دانشگاه باقرالعلوم (علیهالسلام)، قم، ایران
3
عضو هیئت علمی گروه فقه سیاسی، دانشگاه باقرالعلوم (علیه السلام)، قم، ایران
چکیده
این مقاله در پی آن است که جایگاه و کارکرد مقاصد شریعت را در فرآیند استنباط احکام امنیت خارجی در فقه امامیه بازخوانی کند و نشان دهد که مقاصد، در چارچوب اصول فقه امامیه، نه منبعی مستقل در عرض کتاب و سنت، بلکه قرائن کلان تفسیری و معیارهای ناظر بر ارزیابی نتیجهاند. مسئلهی اصلی آن است که مقاصد شریعت با چه ضوابطی و در چه مراحلی میتوانند در شناخت موضوع، گردآوری و پالایش ادلّه، فهم و تفسیر نصوص، حلّ تعارضهای غیرمستقر، تحلیل تزاحم ملاکات و اعتبارسنجی نتایج استنباط احکام امنیت خارجی ایفای نقش کنند. روش تحقیق، اجتهادی، تحلیلی و تطبیقی است. مقاله ضمن بازسازی جایگاه مقاصد در دستگاه اصولی امامیه، مبانی و کارکردهای آن را با رویکرد مقاصدی اهل سنت مقایسه میکند و تفاوت دو مکتب را در منشأ اعتبار مقاصد، نسبت مقصد با نص، حلّ تعارضها و استنباط احکام نوپدید امنیتی نشان میدهد. یافتههای مقاله نشان میدهد که در فقه امامیه، مقاصدِ کشفشده از نصوص معتبر، عقل قطعی و قرائن اطمینانآور میتوانند در سه مرحلهی پیشااستنباط، استنباط و پسااستنباط نقشآفرینی کنند: در مرحلهی نخست، در موضوعشناسی امنیتی و پالایش دادههای تخصّصی؛ در مرحلهی دوم، در تنظیم استظهار عرفی، تحدید یا توسعه اطلاقات و جمع عرفی؛ و در مرحلهی سوم، در سنجش برونداد اجتهاد و ترجیح عملی میان مصالح و مفاسد متزاحم. مطالعهی موردی سلاحهای هستهای نیز نشان میدهد که نگاه مقاصدی، با تکیه بر حفظ نفس، حفظ نسل، منع افساد، عدالت، کرامت انسانی و صیانت از محیط زیست، میتواند به چارچوبی منسجم برای تحلیل احکام نوپدید امنیت خارجی منتهی شود. بر این اساس، مقاله نتیجه میگیرد که کاربست منضبط مقاصد شریعت، ظرفیت بالایی برای تعمیق، روزآمدسازی و کارآمدسازی استنباط فقهی در قلمرو امنیت خارجی دارد، بیآنکه به استصلاح ظنّی یا تعطیل نصوص بینجامد.