فصلنامه علمی ـ پژوهشی فقه نظام ساز

فصلنامه علمی ـ پژوهشی فقه نظام ساز

جایگاه نوروز در فقه نظام فرهنگی؛ واکاوی سنّت، بدعت و کارکردهای اجتماعی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانش‌آموخته‌ی سطح چهار حوزه علمیه قم؛ دکترای تخصّصی فلسفه حقوق دانشگاه باقرالعلوم علیه‌السلام ،قم.
2 مدرّس خارج فقه و اصول، حوزه‌ی علمیه‌ی قم.
چکیده
نوروز، به‌عنوان یکی از کهن‌ترین مناسبت‌های تقویمی مبتنی بر اعتدال ربیعی، همواره محل گفت‌وگوهای فقهی درباره‌ی نسبت آن با مفاهیم «سنت» و «بدعت» بوده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه‌ای، درصدد است جایگاه نوروز را در منظومه‌ی فقه نظام فرهنگی بازکاوی کند و نسبت آن را با سنت و بدعت، بر پایه‌ی دو چارچوب تحلیلی «قاعده‌ی عدم ردع» و «سیاست سه‌گانه‌ی اسلام» (اثبات، ابطال و اصلاح)، مورد ارزیابی قرار دهد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که نوروز در لایه‌ی بنیادین خود، یعنی اعتدال ربیعی، پدیده‌ای تکوینی است و برگزاری جشن در آغاز سال، قراردادی عرفی و فرهنگی به شمار می‌آید که ریشه در شکرگزاری فطری دارد. تفکیک میان «بدعت لغوی» و «بدعت شرعی» آشکار می‌سازد که پدیده‌هایی مانند نوروز، مادامی که به‌عنوان رسم عرفی و آیین ملی برگزار شوند و ادعای انتساب به وحی نداشته باشند، تخصصاً از قلمرو بدعت شرعی خارج‌اند. شواهد تاریخی و روایی، هرچند از اتقان کامل برخوردار نیستند، در مجموع بر عدم مواجهه‌ی سلبی شارع با اصل این سنت دلالت دارند. درعین‌حال، اثبات ممدوحیت شرعی آن، به ادله‌ای فراتر از صرف عدم ردع نیازمند است. بررسی سیره‌ی تشریعی اسلام نشان می‌دهد که عناصر شرک‌آمیز و خرافی راه‌یافته به این آیین، مشمول سیاست ابطالی شده‌اند؛ در مقابل، زمینه‌ی بهره‌گیری توحیدی از آن از رهگذر دعا، صله‌ی رحم و ذکر خدا فراهم آمده است. در افق فقه نظام فرهنگی، نوروز نه عیدی شرعی و منصوص و نه بدعتی ممنوع، بلکه سنتی عرفی و فرصتی فرهنگی ـ اجتماعی به شمار می‌آید که در صورت پالایش از عناصر ناسازگار با توحید و جهت‌دهی صحیح به کارکردهای آن، ازجمله تقویت انسجام اجتماعی، تحکیم پیوندهای خانوادگی و نهادینه‌سازی شکرگزاری، قابلیت هم‌سویی با ارزش‌ها و اهداف کلان نظام اسلامی را خواهد داشت.
کلیدواژه‌ها