استادیار گروه فقه و حقوق پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق (علیه السلام). قم. ایران.
چکیده
مهادنه، بهعنوان یکی از ابواب فقه الجهاد، در پی گسترش روابط بینالملل و تأسیس دولت اسلامی، از مسئلهای فقهی به امری حاکمیتی و نظامساز تبدیل شده است. پژوهش پیشرو با روش اجتهادی ـ استدلالی و مبتنی بر فقه جواهری، به تبیین خوانشی نظامساز از مهادنه با تأکید بر آرای فقهی امام خامنهای میپردازد. پرسش اصلی مقاله این است که «مهادنه در فقه حکومتی امام خامنهای با چه خوانشی واجد ظرفیت نظامسازی است؟» برای پاسخ به این پرسش، پس از مفهومشناسی و بررسی عناصر ماهوی مهادنه در فقه جواهری، رویکرد فقهای پیشین و امام خامنهای بهصورت تطبیقی تحلیل میشود. یافتهها نشان میدهد که در اندیشهی امام خامنهای، مهادنه از چارچوب صرفاً قراردادی فقه فردی فراتر رفته و در چارچوب فقه حکومتی، به یکی از ابزارهای تصمیمگیری راهبردی حکومت اسلامی تبدیل میشود. این خوانش نوین، مهادنه را از یک عقد فقهی به قاعدهای حکومتی ارتقا میدهد که چهار ویژگی اساسی دارد: قاعدهمحوری در چارچوب اهداف کلان نظام اسلامی؛ توسعهی مصداقی مصلحت از میدان نبرد به عرصهی کلان نظام؛ گسترش کارکردهای مهادنه بهعنوان ابزاری راهبردی در سیاست خارجی؛ و ارتقای نقش ولیّ فقیه از مرجع صدور مجوز شرعی برای انعقاد مهادنه به مرجع تشخیص مصلحت کلان نظام. این مقاله با رویکردی تطبیقی و مستند، توسعهی مصداقی مصلحت و ارتقای کارکرد ولایت را در اندیشهی امام خامنهای بررسی و تبیین میکند. نوآوری پژوهش در بازخوانی و بازصورتبندی تطبیقی کارکردهای معاصر مهادنه در چارچوب فقه حکومتی امام خامنهای، با روشی تحلیلی ـ استدلالی، است.